رکود اقتصادی (Recession) به دورهای گفته میشود که فعالیتهای اقتصادی یک کشور به مدت حداقل دو فصل متوالی کوچک شده و رشد اقتصادی منفی میشود. در این دوران، تولید کاهش یافته، بیکاری بالا میرود و تقاضای مردم برای خرید کم میشود.
واکنش بازارهای مالی به رکود عادی
بازار سهام شدیداً افت میکند، چون درآمد شرکتها کم میشود و ریسک ورشکستگی بالا میرود. اوراق قرضه دولتی جذاب و صعودی میشوند، چون بانکهای مرکزی برای نجات اقتصاد نرخ بهره را کاهش میدهند. طلا بهعنوان پناهگاه امن در برابر نااطمینانی اقتصادی تقاضا پیدا میکند و معمولاً رشد میکند. نفت و کالاهای صنعتی بهشدت ریزش میکنند، چون تعطیلی کارخانهها تقاضا برای انرژی و مواد اولیه را نابود میکند. ارزهای دیجیتال در ابتدای رکود بهدلیل افت اشتهای ریسک افت میکنند، اما بهمحض شروع چاپ پول و کاهش نرخ بهره وارد چرخه صعودی جدید میشوند. نکته مهم اینجاست که در رکود عادی، همراه با افت تقاضا، قیمتها و تورم هم پایین میآیند و ابزارهای بانک مرکزی برای مقابله با آن مشخص و کارآمد باقی میمانند.
رکود تورمی؛ کابوس بانکهای مرکزی
رکود تورمی (Stagflation) وضعیتی نادر و بسیار خطرناکتر است که در آن رکود، بیکاری بالا و تورم شدید بهطور همزمان رخ میدهند. در رکود تورمی، دست بانک مرکزی کاملاً بسته میشود: اگر نرخ بهره را پایین بیاورد تا رکود و بیکاری را درمان کند، آتش تورم شدیدتر میشود؛ و اگر نرخ بهره را بالا ببرد تا تورم را خاموش کند، بیکاری جهش میکند و رکود عمیقتر میشود. این تناقض باعث میشود سیاستگذاران نتوانند هیچ تصمیم درستی بگیرند و اقتصاد برای سالها در یک منجلاب درجا بزند، مانند بحران دهه ۱۹۷۰ میلادی. در رکود تورمی، دارندگان پول نقد و اوراق قرضه با سود ثابت و سهام شرکتهای عادی بزرگترین آسیب را میبینند، در حالی که داراییهای سخت مثل طلا و کالاهای اساسی به پناهگاه اصلی سرمایهها تبدیل میشوند.
چیدن یک سبد دارایی مقاوم در برابر رکود تورمی
در رکود تورمی، استراتژیهای معمول سرمایهگذاری مثل فرمول سنتی ۶۰ درصد سهام و ۴۰ درصد اوراق قرضه کاملاً شکست میخورند، چون سهام بهدلیل رکود و اوراق قرضه بهدلیل تورم همزمان افت میکنند. طلا و فلزات گرانبها سنگِ بنای یک سبد تدافعی هستند، چون نه خطر ورشکستگی شرکتها را دارند و نه با چاپ پول بیارزش میشوند؛ در دهه ۱۹۷۰ طلا یکی از بهترین بازدهیهای تاریخ خود را ثبت کرد. سرمایهگذاری در کالاها و انرژی هم منطقی است، چون معمولاً خودِ جهش قیمت انرژی یا مواد غذایی، عامل اصلی ایجاد تورم است. سهام شرکتهای دفاعی مثل کالاهای مصرفی ضروری، خدمات شهری و دارو هم گزینه خوبیاند، چون مردم حتی در بدترین شرایط اقتصادی مجبورند از آنها خرید کنند. اوراق قرضه متصل به تورم (TIPS) اصل سرمایه را متناسب با شاخص تورم تعدیل میکنند و بخشی از پرتفوی را میتوان بهصورت نقدینگی کوتاهمدت هم نگه داشت تا از فرصتهای خریدهای پلهای استفاده شود. املاک و مستغلات هم بهعنوان یک دارایی فیزیکی همراه با تورم رشد میکنند. و در نهایت، بیتکوین بهدلیل خصوصیت ضدتورمی خود پتانسیل بالایی دارد، اما بهدلیل وابستگی به نقدینگی کلی بازار در فازهای ابتدایی رکود دچار نوسان شدید میشود؛ بنابراین تخصیص درصد کوچکی از سبد به آن بهعنوان یک گزینه بالادستی منطقی است، نه وزن اصلی سبد.
در رکود تورمی، هدف اصلی حفظ اصل سرمایه و جلوگیری از کاهش قدرت خرید است، نه سودهای نجومی و پرریسک؛ سبدی که بر پایههای طلا، انرژی، سهام شرکتهای خدماتی و دارویی و اوراق متصل به تورم چیده شده باشد، بیشترین مقاومت را در برابر این ناهنجاری اقتصادی خواهد داشت.